![]() |
![]() |
|
| بلاگي در فنون همسرداري |
|
راستش رو بخواييد بعد از يه غيبت نسبتا طولاني توي اين بلاگ تصميم گرفتم يه چيزايي بنويسم . اينكه چرا غيبت داشتم فقط يه دليل عمده داره ، من عموما زماني اين در اينجا مطلب مي نويسم كه يه مساله اي رو ديده باشم و لازم بدونم مطالبي رو به دوستان ياد آوري كنم .با اين تفاسير چون در چند مدت گذشته چيز زيادي در اطرافم اتفاق نيافتاده بود خوب حرفي هم براي گفتن نبود .
اما امروز مي خوام در مورد 2 مطلب بنويسم . دو مطلب كه به هم شبيه هستن . مطلب اول : نپرس و نمي گويم : يكي از اشتباهات بزرگ در ميان همسران اين هست كه فكر مي كنن چون صداقت مهمه پس آدم بايد صادقانه همه چيز رو بگه ، غافل از اينكه گاهي نبايد همه چيز رو گفت . براي مثال تصور كنيد يه آقا پسر چندين بار خواستگاري رفتن و البته شايد در ميان اون دختر خانم ها كساني بودن كه آقاي پسر نسبت بهشون علاقه اي هم داشتن . اما در نهايت همسر ايشون يكي از اون خانم هاست و نه بيشتر (البته در فرهنگ ما) . خوب حالا چه لزومي داره سر صحبت رو باز كنيد بگيد :«آره خواستگاري فلاني و فلاني هم رفتيم و البته اون موقع ها بدم نميومد فلاني هم بله مي گفت و ...». خوب پدر آمرزيده حتي اگر يه زماني رو نامزد هم بوديد نبايد بگي. چه دليلي داره ؟! اون مطلب تموم شده و رفته و الان ديگه گفتنش لزومي نداره . حالا با گفتن اين حرف چه اتفاقي مي افته ؟ خيلي كه خانم روشن فكر باشن هر بار اون خانم فلاني رو ببينن توي دلشون ميگن «خوب تموم شده انشاالله» اما كافيه شما به دختر عموي محترمه كه يه بار خواستگاري رفتيد يه حرفي بزنيد تا همسر مربوطه هزار فكر و خيال كنه . اين اتفاق براي خانم ها هم صدق مي كنه و گاهي كار به جاهاي باريك و دلخوري هاي طولاني مدت ميكشه . لطفا توي اين مورد طور ديگه اي صادق باشيد . تمام عشق ، علاقه و محبتتون رو به همسرتون هديه كنيد و به ديگران نگاه نكنيد . صادق باشيد اما نه اينكه همه چيز رو بگيد . حتي اگر همسر محترم يا محترمه سوال كرد و اصرار كرد . يه دلخوري ساده از عدم جواب دادن بهتر از مدت ها شك و ترديد و دلخوري بخاطر جواب دادن هست. (اين مطلب رو هم دوست داشتيد بخونيد : کنجکاوي يک اشتباه ناخواسته) مطلب دوم : بپرس و مي گويم : هميشه از بزرگتر ها مي شنويم كه «وقتي از سر كار ميايي ، غم و غصه ها رو بگذار بيرون و بيا توي خونه» . اين حرف درسته اما يه تبصره داره . اون هم اينكه يه مرد بايد خانمش رو در كليت امور خودش قرار بده . نبايد جزئيات رو گفت چون اين جزئيات ممكنه عامل نگراني ها و گاهي دلخوري ها بشه (كه به عللي از گفتن علت دلخوري ها معذورم) اما كليات رو خوبه بگيم . چرا ؟؟ عرض مي كنم . يك قاعده ي كلي و مشهور در مورد آقايون و خانم ها هست . آقايون وقتي ناراحت هستن سكوت مي كنن و فكر مي كنن و خانم ها حرف مي زنن و درد دل مي كنن. با توجه به اين نكته وقتي آقايي مشكلات خودش رو به خانمش ميگه (البته كليات رو) دو اتفاق مي افته : اول اينكه خانم گوش ميكنه و با اين گفتگو بار احساسي از دوش آقا برداشته ميشه ، دوم اينكه شايد از خانم در حل مشكل كمكي بر بياد و بار مشكل سبكتر بشه . و البته 2 اتفاق مهم تر هم مي افته ، اول اينكه خانم احساس مفيد بودن بيشتري ميكنه و اعتماد به نفسش زياد ميشه ، دوم اينكه نوعي احساس نزديكي بيشتر بين آقا و خانم بوجود مياد و حرارت عشق در اونها بيشتر ميشه . پس خانم همسر شما از حال و احوال آقاي شوهر جويا بشيد و آقاي همسر ، شما هم خانم رو تا جايي كه صلاح مي دونيد از مسائل خودتون با خبر كنيد . با اميد به بهروزي و بهزيستي شما همسران مهربان ، در كنار همديگه . در پناه خدا موفق و پيروز باشيد . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 0:48 توسط علي |
|
|
امروز با یکی از دوستانم که تازه به جرگه ی همسرداران پیوسته صحبت می کردم . بهش گفتم که خدا در زن قدرتی قرار داده تا مربی و تربیت کننده باشه و این دوست سوالی کرد که صلاح می بینم جوابش رو توی این بلاگ هم بنویسم
لازم می بینم اول شرح کوتاهی از موقعیت زن و مرد بدم و پس از اون توضیحات اصلی رو بنویسم. تعریف (ا ین تعاریف مربوط به این مطلب می شوند و تعریف کاملی نیستند) زن : موجودی پیچیده و تقریبا غیر قابل شناخت ، حساس ، با حس عاطفه بالا ، مسئولیت پذیر و با طراوت است که قابلیت مادر را داشته و قدرت هدایت و تربیت در وی وجود دارد مرد: موجودی قابل شناسایی ، دارای قدرت بدنی بالا ، مسئولیت پذیر ، قابل اتکا و نسبتا خشک که قابلیت کارهای سخت در محیط اجتماعی و برخورد با مشکلات بیرون از محل زندگی در وی نهادینه است در مورد دو تعریف بالا شاید اختلاط های زیادی وجود داشته باشد به این معنی که مردان ضعیف و زنان قدرتمند و یا زنان خشک و مردان دارای احساسات رقیق در جامعه وجود دارند اما آنچه مسلم است این تعاریف در انسانهای عادی صدق می کند (با کمی شدت و ضعف) حال سوال این است : می گوییم زن مربی است و مرد تربیت شونده ، حال آیا همه زنان مربی هستند و همه مردان تربیت شونده ؟ آن چه چیز است که زن می تواند به همسر خود بیاموزد و در قبال آن مرد چه وظیفه ای دارد؟ در یک مورد بیشتر زنان مربی هستند و آن مهر و محبت است . زن منبع طراوت و زندگیست و عاطفه ای سرشار او باعث قوام خانواده است . یکی از چیزهایی زن باید به همسر خود بیاموزد محبت به خانواده است . شاید سوال مطرح شود که مگر مرد ها محبت را نمی شناسند و این همه مردان پر محبت را چگونه توجیه می کنیم ؟ پاسخ این است که مرد ها در محیط خشک کار در اجتماع دچار چالش ها و ناملایمات فراوان می گردند و این ناملایمات روحیه آنها را خشک و شکننده می سازد. اینجاست که وجود همسر رخ می نماید . زن با ایجاد خانه ای مملو از مهر و محبت و آرامش، روحیه آسیب دیده و شکست خورده همسر خود را ترمیم نموده و باعث شکوفایی او در مراحل کار و زندگی می گردد. از سوی دیگر مردی که دارای پشتوانه ی خوب در زندگی است نوعی آرامش را تجربه کرده و با فراغ بال و خاطر به سوی زنذگی اجتماعی خود حرکت می کند . نتیجه ی این آموزش در جامعه آرامش و پیشرفت وسیع و سریع اجتماعی است که در دل خود همت همسران را نشان می دهد. شاید همین جاست که جمله ی «از دامن زن، مرد به معراج می رود» خود را نمایان می سازد آنچه جای سوال دارد این است که آیا همه زنان این قدرت را دارا هستند؟ باید گفت همانطور که خدا مهر فرزند را در دل زن قرار داده است همان طور نیز قدرت تربیت را در زن قرار داده است ، اما مساله اینجاست که برخی زنان به این امر آگاه نیستند لذا یا از این قدرت خدادادی استفاده نمی کنند و یا در مسیر صحیح از آن بهره نمی برند . در این میانه مرد چه مسئولیتی دارد ؟ آنچه مسلم است این مردان هستند که باید مورد اتکاء همسر قرار بگیرند. به این معنی که مرد با تامین نیاز های همسر خویش و با آشنایی به مسئولیت هایی که بر عهده ی اوست و نیز درک متقابل همسر و باز گذاشتن درهای قلب خود به روی مهر و محبت همسر می تواند همسر خود را یاری دهد . گاهی لازم است برخی مردان ، همسران خود را از موقعیت و جایگاهشان آگاه سازند و قدرت تربیتی آنها را با صبر و دقت و کسب معلومات صحیح بالفعل نمایند . با توجه به گستردگی بحث دوستان عزیز را به مطالعه کتاب های مربوط به شناخت همسر دعوت می کنم و در انتها مساله ای را متذکر می شوم. وجود این قدرت در زن امریست بدیهی اما استفاده کردن از آن گاهی مانند شمشیر دو دم است . برخی اوقات مشاهده می شود که مردان ناخواسته تبدیل به فردی می شوند که شاید خودشان باور نمی کنند . برای مثال مردان زیادی وجود دارند که با ایمان مذهبی وارد زندگی شدند اما پس از مدتی ایمان خود را از دست داده اند و یا مردانی که دارای عقاید پسندیده بودند و پس از مدتی این عقاید را کنار گذاشته اند . در این موارد حتی خود مرد تصور می کند که این خود اوست که در عقاید خود تغییر ایجاد نموده اما این طور نیست و زن با روندی که در پیش گرفته عقاید همسر خود را عوض کرده است . و البته بسیار از این موارد که ذکر آن بدان جهت آمد که هم زنان و هم مردان در زندگی خویش با دقت بیشتری گام بردارند و هر لحظه در جستجوی شناخت بیشتر همدیگر باشند سخن در این باب فراوان است و فرصت اندک . سعی می کنم در مطالب بعدی ، ابعاد بیشتری از این مساله را باز نمایم سربلند و سرافراز باشید |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 21:49 توسط علي |
|
|
در كنار اموري كه به همسرداري مربوط مي شود گاهي لازم است برخي موارد مربوط به تربيت فرزند را نيز مد نظر قرار دهيم . اين لزوم را در رابطه با اين بلاگ مطرح نمودم زيرا كه توجه و دقت در باب تربيت فرزند بسيار بسيار حائض اهميت است
يكي از مسائل مبتلابه ، در ميان خانواده ها مساله ي اعتماد در كودك و نوجوان است . ذكر اين مساله و توجه بسيار به آن براي خانواده هاي جوان و كساني كه فرزندان كوچك دارند لازم و ضروري است . براي فهم مبحثي كه خواهم گفت با يك مثال شروع مي كنم : فرزند كوچك شما در خيابان از يك مغازه بدون اينكه شما متوجه شويد شكلات و يا خوردني بر مي دارد و وقتي از او مي پرسيد چرا اين كار را انجام داده است با هيجان اظهار مي دارد كه :«دزديدمش» . در اين حالت شما چه عكس العملي نشان مي دهيد . انواع عكس العمل : و بسياري راه حل ها كه به ذهن همه مي رسد . در روشن بينانه ترين حالت شايد به او چيزي نگوييد . اما هيچ كدام ازاين كار ها راه صحيح برخورد با يك فرزند خردسال نيست . كودك شما نه گناه را مي شناسد و نه بد و خوب را به درستي تشخيص مي دهد . پس برخورد خشن و يا تنبيه آميز دردي را دوا نمي كند. حال براي گريز از اين مساله چه بايد كرد ؟ پاسخ را با ادامه داستان روشن مي نمايم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 0:21 توسط علي |
|
|
گاهي مواقع در زندگي زناشويي يکي از طرفين نسبت به زندگي مشترک شور و علاقه خود را از دست داده و سرد مي شود . بروز اين احساس به صورت هاي مختلف ايجاد مي گردد که سعي مي کنم به چند مورد اشاره کنم
- بهانه گيري هاي بي جا و بيش از حد . - دوري کردن از منزل. - ترجيح دادن دوستان و ديگران بر همسر و خانواده (البته به صورت دفعي و غير معمول) - دوري کردن از نزديکي با همسر (چه در مسائل جنسي و يا حتي در گفتگو) - انجام رفتار هاي نا مناسب و بدخلقي و گاهي بدرفتاري بيش از حد . - ارتباط بيش از اندازه با خانواده خود (پدر يا مادر و ...) و البته بسياري ديگر از مسائل که دوستان خداي نا کرده با آن درگير شده اند .(تمامي موارد بالا در صورت غير معمول بودن حائز اهميت بيشتري هستند ) - گاهي رفتار کنوني همسر موجب نوعي حس گريز در طرف مقابل مي گردد . براي مثال به چند نمونه کوتاه اشاره مي کنم : - گاه رفتار هاي هميشگي همسر ايجاد مشکل مي نمايد ، براي مثال مرد خانواده نوعي زورگويي و يا تکبر را از خود بروز مي دهد . در اين حالت همسر کم کم نسبت به مرد خويش حس گريز نشان مي دهد . - در بسياري از موارد که در کشور هايي مانند کشور ما که نوعي شرم و حياي بي مورد حاکم است آموزش ناکافي در امور جنسي موجب مي گردد که در امر نزديکي جنسي يکي يا هر دو طرف از نظر جنسي ارضاء کامل نشوند . جالب است بدانيد همين امر موجب بروز اختلافات حاد و در برخي موارد به روابط نا مشروع و يا طلاق ختم مي گردد . - مريضي رواني و روحي نيز يک عامل مهم در اين مساله مي باشد . براي مثال تصور کنيد همسري دچار نوعي افسردگي و يا شيدايي (مانيا) شود . و يا حتي نوعي ناهنجاري اخلاقي مانند اعتياد موجب بيماري روحي گردد . در اين حال فرد مقابل براي گريز از اين مخمصه و محيط آلوده به هر وسيله متوسل خواهد شد . - يکي از مواردي که هيچ گاه مورد توجه همسران قرار نمي گيرد، برخي ناخوشايند هاي طرف مقابل است . براي نمونه همسري از صداي خرناس گريزان است ، يا حتي صداي کليد و سکه او را مي رنجاند ، از موارد متداول ناراحتي از صداي ناشي از خوردن غذا با دهان باز است . اين ناراحتي موجب مي شود که بعد از مدتي فرد ناراضي از خانواده و همسر خود دوري کرده به بيرون از خانه پناه ببرد . عوامل بسيار زيادي در اين ارتباط وجود دارند که بنده فقط به برخي از آنها اشاره کردم . ذکر اين مساله ضروري است که سه اصل را نبايد از ياد برد ؟ شادکام و سربلند باشيد |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 12:56 توسط علي |
|
|
کوتاه و مختصر مطلبي را متذکر مي شوم
در امر خواستگاري ، تا زماني که هر دو طرف به تفاهم کامل در امر ازدواج نرسيدند مساله را در بين اقوام و خويشان مطرح نکنيد . اين مساله به آن جهت لازم است که در صورتي که هر يک از طرفين ، زندگي مشترک را صلاح نداند و اعلام عدم رضايت نمايد در صورتي که فقط طرفين آگاه باشند مساله به خوبي پايان مي يابد ، اما اگر اطرافيان هم از مساله آگاه باشند حرف ها و تهمت هاي هاي نا صحيح هم به هر يک از طرفين چاشني پايان اين ارتباط است . يک مساله ديگر آن که لازم است خانواده طرفين (مخصوصا خانواده دختر خانم) به صورت کنترل شده اجازه چند جلسه گفتگو را بدهند ، تا هر دو طرف با هوشياري بيشتري در انتخاب عمل کنند . يک اصل : هرگز قبل از جواب قطعي از طرف مقابل دلبسته و علاقمند نشويد . در بسياري از موارد آسيب هاي روحي در اين مساله از همين جا ناشي مي گردد. شاد و سرزنده باشيد |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 12:44 توسط علي |
|
|
در خانواده هايي كه هر دو عضو خانه خانه كار مي كنند مسائل مالي كمي متفاوت است . در اين خانواده ها هم از نظر تقسيم پول و هم از نظر نحوه برخود با پول انواع خاصي وجود دارد .
از نظر تقسيم پول چند مورد حائز اهميت است . - در منزل در آمد و تامين نياز مالي منزل از نظر قانوني بر عهده مرد است . - از نظر قانوني در آمد زن براي خود اوست و مجاز است تمام آن را صرف مصارف مورد علاقه خود كند . - مرد وظيفه دارد به اندازه تعيين شده در عرف (قانون) به زن نفقه پرداخت كرده و بقيه پول را براي خود نگه دارد. و بسياري از قوانين موجود كه پي گيري آنها در اين جا ضروري نبوده و بر عهده شما خواننده و علاقمند به دانستن مساله است. در ابتدا توجه داشته باشيد اين نوع تقسيم بندي ريشه خاص علمي ندارد و بر اساس تجربيات و مطالعات شخصي بنده انجام مي گيرد حال با دانستن اين مسائل در خانواده ها تقسيم پول بصورت هاي زير است : - زن درآمد خود را سخاوتمندانه در خانه مصرف مي كند (در آمد خانواده جمع در آمد هر دو طرف است) - زن درآمد خود را براي خود خرج كرده و مرد نيز مخارج خانه را بي كم و كاست و حتي بيش از آن تقبل مي نمايد - زن درآمد خود را براي خود خرج كرده و مرد به دادن نفقه اكتفا مي نمايد . - زن درآمد خود را به اجبار به صورت كامل در اختيار همسر قرار مي دهد. اين طبقه بندي ها را در نظر بگيريد . در مطلب بعد مطلب را كامل نموده نتيجه خواهم گرفت. |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 18:19 توسط علي |
|
|
اين داستان ديگري هست كه در خانواده ها اتفاق مي افتد. داستاني كه بنده تا به امروز عاقبت خوشي از آن نديدم .
دو خانواده مختلف را مورد توجه قرار مي دهيم (اين مطلب را در نظر داشته باشيد كه در خانواده هايي كه خانم نيز شاغل است كمي متفاوت است . اين خانواده ها را در مطالب بعدي بررسي مي كنيم) اول : در خانواده اول شوهر از همان اول زندگي تمام درآمد خود را نزد خود نگاه مي دارد . دراين خانواده زن يا فهم مالي دارد كه از همان نخست از اين نحوه برخورد ناراضي خواهد بود و يا در مسائل مالي صاحب نظر نيست كه در اين صورت مسئوليت مالي در دست مرد بوده و اين در زندگي مشترك امري خوشايند نيست. دوم : اين داستان كمي پيچيده تر است . مرد در ابتدا بخش قابل ملاحظه اي از درآمد خود را در اختيار همسر قرار مي دهد . همسر با بي دقتي در خرج و گاهي به اصطلاح ولخرجي و عدم قناعت در شوهر خود سلب اعتماد مي نمايد . پس از مدتي شوهر خرج و مخارج را خود به عهده مي گيرد و از اين پس كلماتي همچون : بي كفايت و ولخرج در فرهنگ لغت شوهر و خسيس و سختگير در فرهنگ لغت زن جاي مي گيرد. جلوگيري از اين امر هم وظيفه شوهر است وهم وظيفه زن . مرد با سياست مالي و زن با قناعت و حسابگري جلوي چنين مسائلي را خواهند گرفت . شايد لازم نباشد ياد آوري كنم كه اين مساله برهم زننده ي بسياري از زندگي ها و برخورد درست با آن تداوم دهنده بسياري از زندگي هاست . |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 12:10 توسط علي |
|
|
داستان از زمانی آغاز می شود که آقا و یا خانمی در محل تحصیل و کار یا در روابط خانوادگی با افراد جنس مقابل ارتباط نزدیک دارند . در جریان این ارتباط به علت اینکه طرفین مجرد هستند سعی بر کنترل بر اعمال بیشتر هست و افراد فاصله خود را با طرف مقابل حفظ می کنند . اما داستان از زمانی که یکی از طرفین این ارتباط متاهل می گردد کمی فرق می کند .
این کمی فرق گاهی به مشکلات حاد خانوادگی برای فرد متاهل تبدیل می گردد . به سبب اینکه هر دو نفر در ارتباط با یکدیگر احساس امنیت بیشتری می کنند (که برخی دلایل این احساس را در زیر بیان خواهم کرد) ارتباط نزدیکتری برقرار می نمایند ؛ از این پس کنترل در استفاده از کلمات کمتر شده و بیان احساسات راحت تر اتفاق می افتد . هر دو طرف با امنیت کامل در مورد مسائلی که یا قبل از این صحبتی در مورد آن نمی کردند و یا بسیار کنترل شده آنها را بیان می کردند با صراحت بیشتری صحبت می کنند . پس از این اتفاق است که آهسته برخی مشکلات در زندگی ها شکل گرفته و حتی کار را به آسیب های خاص خانوادگی و اجتماعی می کشاند . در زیر برخی دلایل حس امنیت و پس از آن برخی آسیب ها را ذکر می کنم . دلایل حس امنیت : آسیب ها : با امید به اینکه بتوانیم در روابط خود با دیگران کنترل صحیح و حساب شده تری داشته باشیم و بدانیم که کنترل ارتباط پس از ازدواج بسیار مهمتر و لزوم آن بیشتر است |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 11:8 توسط علي |
|
|
يکي از اشتباهاتي که در طول دوران قبل از ازدواج و نيز بعد از ازدواج گريبان گير همسران مي گردد ، بيان برخي خاطرات و اتفاقات گذشته افراد هست .
شايد مهمترين مثال در اين زمينه صحبت در مورد افرادي است که در گذشته به عنوان کانديداي ازدواج در منزل پدري مطرح و يا حتي گاهي تا مرز شکل گيري ازدواج پيش رفته اند . در بياني ساده و اجمالي وقتي در مورد اين اتفاقات صحبت مي شود چند چيز ناخواسته در ذهن همسر شکل مي گيرد : - چه ايراد و اشکالي مي تواند در همسر وي وجود داشته باشد که موجب شده رابطه قبلي شکل نگيرد. - آيا چنين اشکالي در خانواده وي وجود دارد و يا در خود فرد . - آيا هنوز رگه هايي از علاقه به کانديداي قبلي در همسر وجود دارد يا خير ( اين عامل موجب افزايش بي اعتمادي نسبت به همسر مي گردد) - آيا کانديداي قبلي به سبب انتخاب خود و يا علاقه احتمالي در آينده ايجاد مشکل خواهد کرد (اين موضوع سبب کم شدن ارتباط خانوادگي با کانديدا(هاي) قبلي که عضوي از خانواده طرفين هستند مي گردد) و بسيار مواردي از اين دست . راهکار موجود براي عدم بروز اين مشکلات ، عدم بيان اين نوع خاطرات است ؛ با توجه به اينکه صحبت در مورد اين مسائل دليل بر صداقت در برابر فرد مقابل نخواهد بود .و عدم بيان اين حقيقت ها نيز دليل بر بي صداقتي و يا مخفي کاري نيست . لذا نتنها خود چنين خاطراتي را بيان نکنيد ، بيان چنين مسائلي را از همسر خود نيز درخواست ننماييد و اجازه دهيد اين خاطرات در ذهن تاريخ مکتوم باقي بماند شاد ، سربلند و سعادتمند باشيد |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 6:49 توسط علي |
|
|
در مطالب قبل روش هايي براي شناخت همسر براتون نوشتم . يک روش به نظر غير علمي هم هست که البته با ذکر برخي دلايل علمي بودن رو نشون خواهم داد ولي الان و در اين مطلب مي خوام در مورد يکي از مهمترين مسائل موجود در بين طرفين زندگي صحبت کنم .
در رابطه بين همسران زمان هايي وجود دارد هر دو پس از يک روز طولاني در کنار يکديگر هستند . زماني که به دور از مسائل موجود در منزل و محل کار و بدور از مشغله فرزندان با يکديگر تنها هستند . شايد اين زمان بهترين موقعيت براي يک ارتباط کلامي زيبا و پر محبت باشد . زماني که طرفين با صبر و دقت به سخنان هم گوش مي کنند و در اين ميان موجبات آرامش يکديگر را فراهم مي آورند . ذکر دو نکته در اين مورد مناسب است . اول اينکه سعي کنيد مسائل و درد دل هاي همسر خود را صبورانه گوش دهيد ، با روش هاي صحيح که در آينده چند نمونه ذکر خواهم کرد موجبات آرامش و آسايش وي را فراهم آوريد و در صورتي که درد دلي داريد با توجه به موقعيت روحي وي با او مطرح کنيد تا اگر براي مشکل و مساله اي احتياج به يافتن راه حل هاي دو طرفه هست بتوانيد راه ها و روش هاي مناسبي را اتخاذ نماييد . اينکه چه وقت چه چيزي را به همسر خود بگوييد کمي زيرکي و دقت و شناخت لازم دارد ؛ تا در نهايت ارتباطي زيبا با هم داشته باشيد . و دوم آنکه ارتباط خصوصي همسران ارتباطي کاملا خصوصي است تا به اين حد که در احاديث و روايات ذکر شده که زماني که دو همسر با يکديگر در تنهايي مشغول صحبت هستند ، خداوند به آن دو ملک نگهبان امر مي کند که اين دو نفر را تنها بگذاريد که نمي خواهم هيچ کس در خلوت آن دو وارد شود . لذا در چنين موقعيت مقدس و زيبايي احساس عشق و علاقه را تقويت نماييد و پايه هاي زندگي خود را محکم تر و استوار تر سازيد . شاد ، سربلند ، عاشق و مهربان باشيد . |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 16:42 توسط علي |
|
براي گرفتن ساعت هاي ديگه اينجا كليك كنيد |
|
صفحه نخست پست الكترونيك آرشيو |
| درباره وبلاگ |
|
بلاگي تو مايه هاي همسرداري و فنون اون . هركي سوالي داشت كه فكر مي كرد خيلي خوب نيست تو جمع عنوان بشه مي تونه اون رو به من ميل بزنه نا جوابش رو خصوصي بهش بدم .
|
| پيوندهاي روزانه |
|
سوالات خواستگاري آرشيو پيوندهاي روزانه |
| نوشته هاي پيشين |
|
فروردین 1388 خرداد 1387 فروردین 1387 آبان 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 فروردین 1386 آذر 1385 |
| پيوندها |
|
گاهي سنگ صبور آشپز كوچولو همدل عاشقانه هاي من براي همسرم رسپینا قاتوق نقاشي كودكان و نوجوانان |
|
RSS
|